بدان کوش تا زود دانا شوی / چو دانا شوی زود والا شوی

نه دانا تر آن کس که والاتر است /  / که والاتر است آن که داناتر است

نبینی ز شاهان که بر تخت گاه / ز دانندگان باز جویند راه ؟

اگر چه بمانند دیر و دراز /  به دانا بُوَد شان ؛ همیشه نیاز

نگهبان گنجی تو از دشمنان / وُدانش نگهبان تو جاودان

به دانش شود مرد، پرهیزگار / چنین گفت آن بِخرد هوشیار

که دانش ز تنگی پناه آورد / چو بیراه گردی به راه آورد.

"ابوشکور بلخی"